تبليغاتX
تک...درخت....تنها
سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت 21:8
سلام به همه دوستان و وبلاگنویسان عزیز:

باید به عرض شما دوستان گلم برسونم که من امسال مسیر زندگی ام مشخص میشه و در سال ۸۷ جزو کنکوری ها حساب میشوم

در این مدت چون درسام حجمش زیاد و سنگینه نمیتونم در این مدت پا به پای شما به وبلاگم رسیدگی کنم و خودمم از این موضوع بسیار ناراحتم

و اگر دلتون خواست یه زمانی به یاد من بیافتید و یه دعایی در حق من هم بکنید به خدا ثواب داره. الان ممکنه بگید چطوری یاد من بیافتید که اینم جوابشو خودم میدم اگر ممکنه هرازگاهی با چشمان باز به لینک هاتون نگاه کنید و شاید  اسم منو دیدید  

خدا را  چه دیدین شاید دلتون  سوختو یه دعایی در حق من کردید و دوم اینکه اگر تک درخت تنهایی را دیدید حتما یاد من میافتید شک نکنید

به جان خودم در حق بچه هاتون و کنکورشون دعا میکنم چون هر چی باشه از شما دوستانم سن و سالی گذشته

...................امیدوارم که شوخی هامو جدی نگیرید و مطمئن باشید من نظرهاتون و پیغام هایی که از طریق ایمیل و آدی من میگذارید را حتما میبینم

و دومین امیدم اینه که منو به دست فراموشی باد نمیسپارید

تا یکسال دیگر خدانگهدار همه ی شما عزیزانم

بدرود

یادتون نره ها

 

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع:  
شنبه دوم تیر 1386 ساعت 13:38
زندگی فی نفسه مانند یک بوم نقاشی سفید است:

هر چه بر روی آن بکشی همان میشود. میتوانی رنج و محنت را بر روی آن نقاشی کنی از طرف دیگر میتوانی نقش شادی و خوشبختی بر آن بیافکنی.

شکوه و عظمت وجود انسانی تو در این آزادی خلاصه میشود .

تو میتوانی طوری از این آزادی استفاده کنی که زندگیت به جهنم تبدیل شود و یا طوری که زندگیت آکنده از زیبایی .نیکی. شادی  و صفات بهشتی گردد این بستگی به تو دارد .

دلیل اینکه در دنیا این همه رنج و عذاب وجود دارد این است که آدمها نادان هستند

و نمیدانند بر روی این بوم چه نقاشی کنند.

ــــ مشکلات باعث رنج و ناراحتی ما میشوند تنها به این دلیل که هرگز آنها را مورد توجه قرار نداده ایم تا بفهمیم چه هستند.

و موسیقی درون:

قلب انسان همچون آلت مویسقی است. موسیقی بالقوه ی عظیمی در آن آرمیده است: منتظر

لحظه ی مناسب است تا نواخته شود . ابراز وجود کند . آهنگین شود . به سماع بر خیزد و این لحظه فرا نمیرسد مگر با جاری شدن عشق. انسان عاری از عشق هیچگاه نخواهد دانست که چه موسیقی شکوه مندی درون قلبش جای داشته است. فقط از طریق عشق است که این موسیقی زنده میشود . بیدار میشود و متجلی و مملوس میشود

 ــــ در اندوه غرق نشو بلکه نظاره گر آن باش و از آن لذت ببر زیرا اندوه زیبایی های خاص خود را دارد

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع:  

جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 17:49

 

دنگ  دنگ  ناقوس ها

در چند ثانیه...

 به اسکله می رسد

ملوان ها

خستگی را از شانه های دریا می تکانند

سکان دار

نگاهی به عرشه می اندازد  وُ

آخرین بطری را با اشک های مکرر سر می کشد 

دست ها

روی

دست تکان که می خورند

کشتی آه سردی می کشد   وُ

به سمت ماه حرکت می کند

ماه شقه می شود

درست به دو قسمت مساوی

و درست نمی دانی

همین حالا با کوه های یخ چقدر فاصله داری

آیا پنگوئن ها

 در سالگرد ازدواجشان کف می زنند

تا لرزه ای بزرگ پری دریا را برقصاند

و کشتی

در چند ثانیه ...

در اسکله ای چشم به راه پهلو بگیرد

 

                                                                                          ( حامد رحمتی)

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع:  
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386 ساعت 14:9
نشستم و گریستم . بنا به افسانه هر چه در آب های این رود بیفتد ـ برگ . حشره . پر پرندگان ـ در بستر رود سنگ میشود .آه کاش میتوانستم قلبم را از سینه بیرون بکشم و در این آب بیاندازم بعد دیگر نه دردی هست و نه اندوهی و نه خاطره ای.

کنار رود پیدرا نشستم و گریستم . به خاطر سرمای زمستان اشک ها را بر چهره ام احساس میکردم و اشک ها با آب های یخ زده ای می آمیخت که در پیش رویم جاری بود. جایی این رود به رود دیگر می پیوندد بعد به رودی دیگر . تا اینکه ـ دور ار چشم ها و قلب من ـ تمامی این آب ها به دریا برسند.

باشد که اشک هام همینگونه تا دور دست ها جاری شوند تا عشقم هرگز نداند که روزی به خاطر او گریسته ام.

راه ها و کوه ها و دشت های رویاهام را از یاد میبرم ـ رویاهایی که مال من بودند رویاهایی که نمی شناختم.

                                                                                                   (پائلو کوئلیو)

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 15:26
تقدیم به کسانی که میخواهند شاعر آزاده و بزرگمان را بشناسند کسی که به افکار مردمان ایران زمین جهت داد .

فرخزاد انفجار عقده ی درد ناک و به تنگ آمده ی سکوت ایرانی است.

مرگ فروغ خود تولد دیگری بود .او در اوج گم شد و با

چنین مرگی به زندگی پیوست.

او را از نخستین سالهای کودکی در منزلمان دیدیم. زنی بود زشت رو:با پوستی سرخ و خشن و موهایی که مثل موی اسب کلفت و سیاه بود .تند خو وخشن بود و با نیروی ده اسب کار میکرد.

او خیلی صبور و خود دار بود فقط وقتی که آزار بچه ها بنهایت میرسید مثل حیوانی وحشی بدنبال آنها میدوید و فریاد کشان دشنام میداد

این زن عاشق سیگار بود با عشقی بسیار به آن پک میزد. اگر روزی برای خرید سیگار پول نداشت مثل ماهی بر خاک افتاده دست و پا میزد و حتی گریه میکرد.

من و فروغ فقط روزی یک قران پول توجیبی داشتیم ولی فروغ هر بار چشمان آن زن را گریان میدید پول توجیبیش را مخفیانه در جیب آن زن میگذاشت و به من میگفت:

میدونی دلم براش خیلی میسوزه اگر سیگار نکشه میمیره.

و بعد ما بزرگتر و بزرگتر میشدیم و او پیرتر و پیرتر .گونه های ما رنگ میگرفت و پشت او خمیده میشد و کم کم هم آنچنان خمیده میشد که بچه ها به او گوژپشت میگفتند.

گوژپشت سالها در خانه ما زحمت کشید آنقدر زحمت کشید که مریض و بستری شد و عاقبت او را به مریضخانه بردند.

گوژپشت روزهای بسیاری  در مریضخانه جان کند من طاقت دیدنش را نداشتم اما فروغ که قلبی به بزرگی آسمان داشت هر روز به مریضخانه میرفت  ساعتها در کنار تختخواب می نشست و بخاطر تنهایی او اشک میریخت....

روزی که گوژپشت در مریضهانه جان داد یکی از روزهای بارانی زمستان بود
آن روز فروغ تنها مشایع جنازه ی زن بدبخت بود که در دنیا هیچکس را نداشت.

فروغ با او ب غسال خانه رفت او را ه خاک سپرد و برمزارش اشکها ریخت و بعد از همان جا به خانه ی من آمد وقتی به او گفتم :

ـــ فروغ نترسیدی که با او به قبرستان رفتی. نترسیدی که او را بوسیدی . نترسیدی که...

خندید . به تلخی خندید و گفت:

ـ بترسم! چرا؟ من بین زندگی و مرگ تفاوتی نمیبینم و مرگ هم مثل

زندگی یک چیز کاملا طبیعی است.

                                                      (پوران فرخزاد)

 

(امیدوارم لذت برده باشید اگر خواستید از این شاعر بزرگ بیشتر بدانید برایم پیغام بگذارید)

.....و اما نظر یادتون نره.

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع:  
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 ساعت 14:1
زندگی فروغ با عشق هیاهو و تظاهر آغاز میشود و در تسلیم به طبیعت سکوت و بی تفاوتی پایان می پذیرد

و عشق در طبیعت مستحیل  میشود.

((پشت این پنجره     یک نا معلوم      نگران من و توست))

از پیش من برو که دل آزارم

نا پایدار و سست و گنه کارم

در کنج سینه یک دل دیوانه دارم

در کنج دل هزار هوس دارم

 

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 22:12
قصد دارم یک ترفند فوق العاده را برای شما معرفی کنم. مطمئنا برای شما نیز پیش آمده که دوست داشته باشید گاهی نا شناس بمانید . این ترفند روشیرا به شما معرفی میکند که میتوانید پیام کوتاه متنی Sms ارسال کنید به شکلی که شماره شما برای فرد مورد نظر نمایش پیدا نکند و کاملا مخفی میمانید . این ترفند خصوصیاتی دارد که باید گوشی فزستنده و دریافت کننده آن را دارا باشد . پیشنهاد میکنم این ترفند را حداقل یکبار تست کنید تا نتیجه را ببینید.

ابتدا به این نکات دقت کنید:

این تنها روی گوشی هایی قابل اجراست که قابلیتی به نامEmail gateway را دارا باشند .گوشی هایی که این قابلیت رو دارند اثرا سونی اریکسون هستند,k750 , w550, w810  , w800 , s700 , k700. و ...

برای استفاده از این ترفند باید هر دو گوشی فرستنده و دریافت کننده قابلیت

Emali gateway را دارا باشند پس پیش از هر کاری این موضوع را یقین پیدا کنید.

اکنون همانند دسترالعمل زیر مراحل را طی کنید تنها ممکن است بسته به نوع تنوع گوشی شما مقداری تغییرات وجود داشته باشد:

ابتدا از منوی اصلی وارد قسمت Messaging شوید. سپس به قسمت Settings رفته و به بخش ,  Text Messaging وارد شوید . در قسمت بعد بهEmail gateway رفته و شماره فردی که میخواهید Sms را برایش ارسال کنیدرا وارد کرده وadd کنیم.

حالا به عقب بازگردید و پس از وارد شدن مجدد به بخش Messaging , قسمت

write New را انتخاب کنید .Text Message را انتخاب کنید متن مورد نظر را تایپ نمایید

و Continue را انتهاب کنید . اکنون گزینه اول یعنیEnter Email Address را انتخاب کرده و ایمیل (هر چی دوست داری)مثل nazi@shabe-sepid را وارد نمایید در پایان پیام را ارسال کنید.

اکنون فرد مورد نظر به هنگام دریافت پیام به جای شماره شما آدرس ایمیلی که وارد کردید را مشاهده خواهد کرد.

(برو حالشو ببر)

....و اما نظر یادتون نره.

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع:  
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386 ساعت 13:29
به سراغ من اگر میایید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.

تست خود شناسی: از طریق شکل های هندسی.

شایدشما هم جزو افرادی هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتی نداشته و احتمالا از شنیدن نام آن خوشتان نمی آید ولی چند لحظه این موضوع را فراموش کنید. بعد ساده ترین اشکال هندسی را به خاطر بیاورید: مربع.مستطیل.مثلث.دایره.و منحنی. سپس خیلی سریع و بدون این که زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلی را انتخاب کنید که بیشتر از همه می پسندید.در حقیقت یک تست روانشناسی پیش روی شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان  به سرعت نشان میدهد شما در زندگی چه جور آدمی هستید و در چه مشاغلی احتمال موفقیتتان بیشتر است!

مربع:

افرادی که شکل مربع را انتخاب میکنند کسانی هستند که در یک محیط پایدار بیشترین احساس آرامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملا واضح است.چنین اشخاصی محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب باشد.

وظیفه شناس هستند و اگر کاری را به انها محول کنید آنقدر روی ان وقت میگذارند تا تمام شود حتی اگر کاری تکراری و طاقت فرسا باشد و مجبور شوند به تنهایی آن را انجام دهند

مسطتیل:

اصول گرایی مشخصه بارز این افراد است. آنها نیز منظم و ترتیب را دوست دارند ولی آن را بیشتر از طریق سازماندهی های دقیق اجرا میکنند .

این امر سبب میشود که راهای مناسبی را انتخاب و همه ی قواعد و مقررات را سازمان دهی کنند. اگر وظیفه ای را به این اشخاص محول کنید ابتدا آن را به خوبی سازماندهی میکنند تا اطمینان یابند که به طور اصولی اجرا خواهد شد.

مثلث:

اشخاصی که شکل مثلث را انتخاب می کنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه ریزی قبل از انجام کارها لذت میبرند و به طرح موضوعات و برنامه های بزرگ و بلند مدت تمایل نشان میدهند اما ممکن است جزییات را فراموش کنند .

اگر کاری را بر عهده ی آنها بگدارید ابتدا هدفی را برای آن تعیین و سپس با برنامه ریزی کار را آغاز میکنند .

دایره :

چنین افرادی اجتماعی و خوش صحبت هستند هیچ لحن خشنی ندارند و امور را بوسیله صحبت کردن درباره ی آنها تحت کنترل خود در میاورند .ارتباطات اولین اولویت آنها در زندگی است.مطمئن باشید که اگر وظیفه ای به آنها محول شود آنقدر درباره ی آن صحبت میکنند تا هماهنگی لازم ایجاد شود.

منحنی:

خلاقیت در این قبیل افراد موج میزند و اغلب اوقات کارهای جدید و متفاوتی ارائه میدهند . نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است و اگر تکلیف را برای آنها در نظر بگیرید ایده های خوب و مشخصی را برای آنها ابداع میکنند

 

......و نظر یادتون نره

(امیدوارم هر مطلبی را که در خواست میکنید را بتوام برایتان پیدا کنم)

نوشته شده توسط نازنین | لینک ثابت | موضوع: